تاج من بر سرم نیست، تاج من در قلب من جای دارد، تاجی که به ندرت پادشاهی از آن بهره داده اند، تاج من، عشق توست که بر دل دارم
تو را دوست دارم مثل عبادتم، تو را دوست دارم مثل سعادتم، تو را دوست دارم تا آخرین نفس
گفتی که دنیا پر از غم دوست داری / پس مطمین هستم مرا هم دوست داری / گفتی نمیخواهی ببارم عشق / اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری
زندگی زندون عشقه ما به اون دل باختیم / خوبی هاشو ما ندیدیم با بدیهاش ساختیم
بی تو آغاز میکنم من روزهای زرد را، اشک و آه و ناله ها و درد را، مینویسم بی تو بودن های من پایانم است، بی تو حامل میشوم اندوه و اشک سرد را
دلم با عشق تو عاشق شد، تمام لحظه هایم بهترین شد، ولی بی مهریت کار دلم ساخت، دل تنهای من تنهاترین شد
چنان عاشق چنان دیوانه حالم، که میخواهم از تو از دل بنالم، هنوزم با همین دیوونه حالیم، یه رنگ صادقم صافم زلالم
دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ، دوستی تلفیق شعور من و توست، دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا، دوستی حس عجیبیست میان من و تو
به سلام دل نمیبندم، از خداحافظی ها غمگین نمیشوم، دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی
خدایا طاقت هجرش ندارم، تو میدانی که او را دوست دارم، شده در زندگی لیلای عشقم، و من مجنون عشقش در دیارم
چشم لیلا زده ات سوسن شبهای من است، بوسه از باغ لبت خواهش لبهای من است
هر چه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم، سینه میگوید که من تنگ آمدم، فریاد کن
با همه سر کن که دل شاه و گدا، در ترازوی مکافات برابر باشد
یا سخنی داشته باش دلپذیر، یا دلی داشته باش سخن پذیر
لب را هنر خنده بیاموز وگرنه گریاندن یک جمع پریشان هنری نیست
هدف، یا تیک میخوره یا ضربدر، مواظب اهداف خود باشید چون هر هدفی تاریخ مصرفی داره!
دانی که چرا کنند نهان گنج ز خاک؟ یعنی که خاک بر سر اسباب دنیوی
به یمن میلادت، ذره ذره نور میشویم و قطره قطره حضور
و دل را به سرای کرامتت دخیل میبندیم تا در روز مقدس تولد تو با دستهای پاکت تطهیر شویم . . .
.
.
.
بانویم معصومه علیهاالسلام
میلادت، نور به چشمها میپاشد و سرور به دلها
و رایحه بهشتیات، مشام دل را با عطر خوش حضور مینوازد میلادت مبارک
پدرپیرایه جان است، دختر / صفای باغ رضوان است،دختر
تو را در گلشن جان وقت پاییز / بهار سبز قرآن است،دختر . . .
روزت مبارک
.
.
.
روز دختر مبارک
امیدوارم مثل حنا با مسولیت
مثه کزت صبور
مثه ممول مهربون
مثه جودی شاد و سر زنده
و مثل سیندرلا خوشبخت باشی !
اگر پروانه بودم می پریدم، همین حالا حضورت میرسیدم، ولی پروانه نیستم پر ندارم، دلم تنگ است ولی چاره ندارم
زندگی مثل مردابه، شاید زیبا نباشه اما میشه توش نیلوفری مثل تو رو پیدا کرد
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد