چه زود ازم خسته شدی، چه زود از یاد بردی منو، چه زود یکی دیگه اومد جامو گرفت تو دل تو
بهم وفا نکردی و تیشه زدی به قلب من، منو به غم نشوندی و گذشتی از کنار من، به جرم عشق یه عمره که زندونیم، تو آتیش غم تو یه عمره دارم میسوزم
مستم از باده، که مستی هم بلاست / باده ی عاشق زهر باده جداست / بی وفا، مستی مگر از باده ی عشقت نبود / کین چنین دل را شکسی، کین شکستن هم خطاست
با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون / سنگدل و بی وفا نشو، یه دل داری اینم نشون
زندگی پرتو عصر است که در بزم وجود ، به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است . . .
بمون بگو چکار کنم ، دنیا پر از درد و غمه / تموم زندگیم توئی ، تو هم که اخمات تو همه !
همه دنبالت میگردن ، فکر میکنن گم شدی ، بگم تو قلب منی خیالشون راحت بشه !؟
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، تماشای تو زیباست اگر بگذارند
به من عاشق مسکین به حقارت منگر ، دل ما وسعت دریاست اگر بگذارند . . .
بلند ترین شاخه درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهائیست . . .
برای رسیدن به توست که پرواز میکنم ، نکند قفس باشی !
.
قفس دیدم رهایی یادم آمد / تو رفتی بی وفایی یادم آمد . . .
.
.
خدایا من چه سازم ، خسته راهی درازم
نه فرهادم که مرد از داغ شیرین ، نه ایوبم که با دنیا بسازم . . .
الهی همیشه مثل چراغ راهنمایی باشی ، لپت همیشه قرمز ، روی دشمنات زرد ، دلت همیشه سبز .
من همین یکدانه دل دارم بفرما بشکنش / کوزه ای از آب و گل دارم بفرما بشکنش / تو سبوی آرزوهای مرا بشکسته ای / هرچه باداباد ، این هم دل بفرما بشکنش .
گرچه راه قیامت پر خطر است ، اما جدایی ز دوستان قیامتی دگر است .
یادمون باشه روی شیشه ی دلمون حک کنیم که دوست داشتن تاریخ مصرف ندارد .
از شکستن دو چیز بترس ، قلبی که صادقانه دوستت داره و دلی که صادقانه به یادته .
دل ز تن بردی و در جانی هنوز / دردها دارم تو درمانی هنوز / ملک دل کردی خراب از تیغ ناز / اندر این ویرانه سالاری هنوز .
یه طرح از چشمات بفرست ، یه آهو اینجاست میخوام روشو کم کنم !
.
.
دلم اعدام عشق است به دار قلب خاموشت / بدان تا لحظه ی مردن نخواهم کرد فراموشت . . .
.
.
با یاد چشمهای تو خوب است خواب من / از ابرها کناره بگیر آفتاب من
چشم تو را کجای جهان جستجو کنم / پایان بده به تب و تاب بی حساب من . . .
.
.
شیرین تر از عسل هم میتوان آفرید اما به شرط آنکه من آن زنبور سرباز دل باخته باشم
و تو آن تنها گلی که نصیب من شده است . . .
.
.
میان چشم تو ییلاق کردم / در عشق تو خودم را چاق کردم
از این پس بی تو مفهومی ندارم / دلم را بر دلت سنجاق کردم . . .
من یک نامه عاشقانه ام ، بازم کن / محتاج کمی نوازشم ، یارم باش
هر قدر که سکه ای سیاهم ای دوست / در قلک سینه ات پس اندازم کن . . .
* * * * پیامک عاشقانه * * * *
یه طرح از چشمات بفرست ، یه آهو اینجاست میخوام روشو کم کنم !
* * * * پیامک عاشقانه * * * *
دلم اعدام عشق است به دار قلب خاموشت / بدان تا لحظه ی مردن نخواهم کرد فراموشت . . .
* * * * پیامک عاشقانه * * * *
با یاد چشمهای تو خوب است خواب من / از ابرها کناره بگیر آفتاب من
چشم تو را کجای جهان جستجو کنم / پایان بده به تب و تاب بی حساب من . . .
تا قاف ترین قله ی هستی، سیمرغ ترین همسفرم باش، من مرغ اسیر دل دریاچه ی نورم، تا پر بکشم سوی خدا بال و پرم باش
اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده ! اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد بدون کار خدا بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده .
گرمی سلامم آتش خاطره هاست قبولش کن ، گرچه میان ما فاصله هاست
خدایا طاقت هجرش ندارم تو میدانی که او را دوست دارم شده در زندگی لیلای عشقم و من مجنون عشقش در دیارم
زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت ، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم ، بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون ، میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم .
ای دوست گلی به یادگار بفرست ، گر لایق گل نیستم خار بفرست
از بهر خدا ، نه از بهر دلت ، من پیامی داده ام تو جوابی بفرست !
یک شب از عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم
همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود . . .
گل فرستادم ، تو بو کن ، اگر رفتم تو با گل گفتگو کن
اگر مردم فدای تار مویت ، اگر ماندم ، که باز آیم به سویت . . .
غم خانه عشق تو به رضوان ندهم ، یک خار تو را به صد گلستان ندهم
تو معدن عشق آرزوهای منی ، من کفر تو را به گنج ایمان ندهم . . .