دیشب خواستم واسه دل خودم فال بگیرم
وقتی فالنامه را باز کردم چشمم به شعری افتاد که هیچ ربطی به دلم نداشت
تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست . . .
.
.
هربار که تو میخندی ، تعادل این شهر بهم میخورد ، اما تو بخند
زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید . . .
.
.
گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری / پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری
گفتی نمی خواهی ببارم عشق / اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری . . .
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد به من، من خودم بودمو یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید
.
عشق کلید شهر قلب است، به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که بار هر کلیدی باز شود
.
آرزوم بی تو محاله، لحظه هام بی تو سواله، / بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی عبوره / من نمیخوام تو خیالم بهت بگم عاشقت هستم / دوست دارم که راستی راستی حس کنم کنارت هستم
۱- برو به جهنم.
.
.
..
…
……
……..
….
.
.چون فقط تو می تونی جهنم رو بهشت کنی.
۲- گر چه از دوری این فاصله ها مأ یوسم از همین فاصله دور تو را می بوسم………… …..
۳- چشماتو دایورت کردی رو دلم هیچی نگفتم حداقل از رو ویبره درش بیار تا اینقدر دلم رو نلرزونی ….
۴- اگه بگی دیگه دوستم نداری جوجه می شم می رم توی باغچه اینقدر جیک جیک میکنم تا پیشی بیاد منو بخوره.
من از یاد عزیزانم دمی غافل نمیمانم، نمیدانم عزیزانم زمن یادی میکنند یا نه!
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم، با اشک تمام کوچه را تر کردم، وقتی که شکست بغض تنهایی من، وابستگی ام را به تو باور کردم
از هزاران یک نفر اهل دل است، مابفی تندیسی از آب و گل است
اگر چشمان من دریاست، بدان تویی تنها فانوس دریاییم، اگر حرفی زنم ز گل بدان تویی تنها تویی معنا و مفهومش
از مضارع ها و ماضی ها خسته شده ام ، دلم برای یک حال ساده تو را دیدن تنگ است . . . !
.
.
.
من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر / به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
عشق چنان در دلم افروخته بود / دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود . . .
.
.
.
با جمله ی رندان جهان هم کیشم / خیام ترانه های پر تشویشم
انگار شراب از آسمان می بارد / وقتی که به چشمان تو می اندیشم . . .
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از کوی تو گریخت . . .
* * * * * * * * * * * *
حس تو ، نبض تو ، دست تو ، خاطره شد
عشق تو ، یاد تو ، اسم تو ، خاطره شد
مثل یه قصه زیبا ، مثل یه خواب کوتاه
من اسم تو گذاشتم قشنگترین اشتباه
شاید برنده کل دلتنگی هات شدم !
.
.
.
ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی / آتش به شب تار زدی خسته نباشی
ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی / با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی . . .
.
.
.
امشب دلم از آمدنت سرشار است / فانوس به دست کوچه دیدار است
آنگونه تو را در انتظارم که اگر / این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است !
.
.
.
۱ ۲ ۳ ۴
هزار هزار قطاز قطاز
پاییز و بهار
دیوونه وار تو لاله زار
تو بیشه زار مثل بهار
بالا بری پایین بیای
دوستت دارم دیوونه وار !
دلتنگی
تنها نصیب من بود
از تمام زیبایی هایت....
تو این دنیا تو این عالم / میون این همه آدم
ببین من دل به کی دادم / به اون کس که نمیخوادم
دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه
برنگرد،
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهمم داشته باشمت،نترس فقط بیا
در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...