آسمانم دلم برای تـو، آنقدر تنگ می شود
که آغـوشم
برایـــش کهکشان است !!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
“دلتنگى”
حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش رامیکند
دلتنگتم
نمیدانم دگر که را باید صدا زد / این قلب را تا کی به طوفان بلا زد / من باغبان فصلهای انتظارم / تو خوب میدانی من اینجا بی قرارم
دیشب از دلتنگیت بغض گلویم شکست / گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست / من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل / تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست
تمام خنده هایم را نذر کرده تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا، عطر دستهایت، دلتنگی ام را به باد می سپارد.
دراین شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تورا میبافند مردمی که صادقانه دروغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکننددر این شهر هرچه تنها تر باشی پیروزتری
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا – فرداشد و باز تو گفتى فردا- امروز دلم مانده و یک دنیا حرف- یک هیچ به نفع دل تو تا فردا
واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار ، توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار ، تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خداحافظ ای ماه شبهای تارم
خداحافظ ای درد جانسوز جانم
خداحافظ ای عشق روزای خوبم
خداحافظ ای شور و شوق حضورم
اهای سیزدتون بدر دشمناتون در به در رفقاتون گل به سر گرفتاریاتون زود بدر خوشیهاتون هزار برابر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به غروب 13بدر فک کن ...
(ستاد زهرمار سازی ایام عید)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من که بختم مثل پر زاغ سفیده ....
ولی برا اطمینان و پشت گرمی ...
؛
خواهر و مادر هر چی چمن بود به هم پیوند میدم
؛
باشد که مقبول افتد ...
( رویا پردازی های یه دختر دم بخت )
نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . . .
نوروز ۱۳۹۰ بر شما مبارک
.
.
.
باعث افتخار است که عرض شادباش و تبریک اینجانب
زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمتتان شرفیاب شود . . .
پیشاپیش عیدتان مبارک
دل من بی تو غریبه ، توی این شهر فریبه .
غریبه که برایم همیشه آشنا بودی ، از پشت مخفی گاه به بیرون بیا که دلم برایت تنگه .
نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی .
کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست
به بی وفایی چون تو دیگر هرگز اعتماد نخواهم کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی وفا ؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم برای کسی تنگ است که افتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می اورد.و گیسوان بلندش را به ابها می دادو دستهای سپیدش را به باد می بخشید دلم برای کسی تنگ است که همچون کودک معصومی دلش برای دلم سوخت و مهربانی نثار من می کرد